سديد الدين محمد عوفى

383

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

بخت او « 1 » بيدار و چون ستاره بر آسمان جناب « 2 » او چشم گشاده مىبود تا ناگاه از طرفى صدايى « 3 » شنيد و از جانبى غلبه به سمع او رسيد « 4 » ، با شمع و مشعله « 5 » به سوى آن جمع رفت « 6 » . طايفه‌اى ديد كه بر سر كوى برمكيان « 7 » سلاح پوشيده و مستعد فتنه و خصومت شده ، بانك بر ايشان زد كه شما كيستيد ؟ ايشان سخن پريشان گفتن گرفتند « 8 » . امير سبكتكين جمعى را به چوب تعذيب كرد « 9 » و قومى را به شمشير « 10 » تهديد فرمود تا اقرار كردند كه طايفه‌اى از اهل فتنه را « 11 » مواضعتى « 12 » كرده‌اند كه امشب خروجى كنند و و نشان آن خواهد بود كه بر بام قلعه آتشى بلند « 13 » بيفروزند و ابو على كوبك با جمع « 14 » از گرديز « 15 » دررسد « 16 » و به جمعيت بلكاتكين را « 17 » فروگيرد « 18 » و شر او كفايت كند « 19 » و اين ولايت را « 20 » از « 21 » شما خالى گرداند « 22 » . چون سبكتكين اين سخن بشنيد در حال چهل « 23 » كس را هم در آنجا هلاك كرد و به در قلعه رفت و طايفهء بسيار ديد كه در سلاح رفته بودند و انتظار على كوبك مىكردند تا رسيدن وى كى باشد . سبكتكين با ياران خود در ايشان افتاد و جمله را به تيغ بگذرانيد و هم در ساعت با حشم خود بگشت و « 24 »

--> ( 1 ) متن و مپ 2 - او ( 2 ) متن : جان ، مپ 2 و مج - جناب ( 3 ) مج : صياحى ، بنياد : غوعايى ( 4 ) مپ 2 - و از جانبى غلبه به سمع او رسيد ( 5 ) متن : مشغله ( 6 ) مپ 2 : شمع و مشغله ديد ، مج : بسوى آن جمع و شعله تاخت ( 7 ) مج : بركتان ( 8 ) مپ 2 : گفتند ( 9 ) متن : به جواب تعظيم كرد ، مپ 2 - جمعى را به چوب تعذيب كرد ( 10 ) مپ 2 - به شمشير ( 11 ) مپ 2 - از اهل فتنه را ، مج - را ( 12 ) مپ 2 و مج : مواضعه ( 13 ) مپ 2 - بلند ( 14 ) مج : لشكر ( 15 ) متن : ان كردين ، مج : از كرد مرد ، بنياد : از كرديز ( 16 ) مپ 2 - و ابو على كوبك . . . دررسد ( 17 ) متن - را ( 18 ) مپ 2 و مج : فروگيرند ( 19 ) مپ 2 و مج : كنند ( 20 ) مپ 2 - را ( 21 ) متن و بنياد + شر ( 22 ) مپ 2 و مج : گردانند ( 23 ) متن و مپ 2 و بنياد : چهار ، مج : هر چهل ( 24 ) مج : از آنجا ، بنياد : حشم خود را از آنجا بكشيد